حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

در دلم غوغایی بی دلیل است و در روحم اشفتگیهایی بی پایان است در سرم اندیشه هایی بی

انتهاست و من در تمام این اشفتگیها به دنبال باریکی نوری برای نجاتم.ولی با این حال مثل این

نی نی ها ناراحت نیستم اخه باید بی خیال دنیا شدو گرنه با این مشکلات ادم از پا در میاد


نوشته شده در دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1388ساعت 03:41 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (22)


 Design By : Pichak