X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

اخرش باید جدا شیم

ما باید با هم نباشیم

اخرش تو این دوراهی

هر دومون باید فنا شیم

اخرش باید بریم ما

نمونیم تو شک و تردید
 

سر نوشت ما همینه

نباید باهاش بجنگیم

اخرش قصه تموم شد

عاشقت تنهاترین شد

ما که به هم نرسیدیم

عشقمون ورد زبون شد
 

نوشته شده در جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388ساعت 03:25 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (16)


 Design By : Pichak