X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

با سلام به دوستای گلم دیگه ما هم رفتنی شدیم تا یه مدتی با دنیای وبلاگ نویسی خداحافظی

میکنم چون در پی یه سفر به وطنم هستم شاید این پست اخریم باشه ولی نه دلم نمیاد سعی

میکنم به هر طریقی شده از اونجا براتون اپ کنم اخه نمیتونم دوریتون را تحمل کنم ازتون ممنونم

که در این مدت منو تحمل کردید وپی حرفام نشستین خدایش دلم واسه همتون تنگ میشه اگه

عمرم اجازه بده بازم میام انشالله با دست پر بیام پیشتون با خاطرات خوب و به یادموندنی.

الان که دارم این پست ومینویسم بعض راه گلوم و گرفته اخه خداحافظی یه جورایی سخته مگه نه؟

ولی باید برم دلم واسه مامان و بابا تنگ شده غربت خیلی سخته خلاصه همتون را به خدای منان

می سپارم اگه بار گران بودیم که رفتم اگه نامهربان بودیم که رفتم .خداحافظ


 

نوشته شده در چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1388ساعت 10:45 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (33)


 Design By : Pichak