X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

سلام به دوستای گلم دلم واسه همتون تنگ شده بازم شرمنده که بهتن سر نمیزنم ایشالله سر

فرصت میام اخه اینجا زیاد به انترنت دست رسی ندارم ولی سعی خودمو میکنم که لااقل

خاطراتی که از اینجا دارم چه خوب چه بد براتون بنویسم تا بدونید فراموشتون نکردم بله دوستان

عروسی داداشی همه به خوبی تموم شد ایشالله همتون به عشقتون برسین وخوشبخت بشین

از تموم کسانی که به داداشم تبریک گفتن ممنونم راستی بهتون نگفتم یک هفته هم تهران بودم

اونجا هم مراسم  عقد یکی از دوستان بسیار خوبمون بود ارز اینجا خصوصی بهشون تبریک میگم

ایشالله خوشبخت بشن دعا کنید نوبت داداش مصطفی هم برسه دلم میخواد عروسیشو ببینم

وای از بس بر حرفی کردم داره یادم میره از سعیده(اشک حسرت)دوست وابجی گلم هم تشکر

میکنم که مدام بهم زنگ میزنه و از حالم خبر میگیره ای خدا دلم میخواد اونم به عشقش برسه

بازم ممنون از تک تک شما که فراموشم نکردین دیگه ببخشید با عجله نوشتم  خدانگهدارتون

گریه کردم اشک به دلم مرهم نشد               ناله کردم دریغ از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بود ولی               از هزاران گل یکی مثل تو بیدا نشد

نوشته شده در شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1388ساعت 01:51 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (14)


 Design By : Pichak