X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

اندکی ابر میخواهم تا قطره قطره اشکهایم را در ان جای دهم تا دیگر شبها بالشتم با اشکام خیس و

بارانی نشود اندکی ابر میخواهم که موقع باریدن باران اشکام از ان جاری شود وبا باریدن ان در  

 

زمین جای خالی او رابرایم پر کند وقتی  دلم برایش تنگ میشود هیچکس و هیچ چیز نمیتواند جای

خالی او را برایم پر کند دلم می خواهد ببارم وببارم مثل ان ابری که داتنگ باران است منم دلتنگ
 

بارانم بارانی که با باریدنش  بهم ارامش میده خدا یا دلم دلتنگ باران است

نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 07:19 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (18)


 Design By : Pichak