X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

دلم برای خدا تنک شده
ولی قدرت توصیفشو از من گرفته
به گمانم گناه سنگینی مرتکب شدم که حتی نمیتونم بنویسم که دارم از دوریش چی میکشم
اگه خدا به این مجازات قانع میشه من حرفی ندارم
خدا یا امشب دلم خیلی  کرفته ولی بعضیها اصلا درکت نمیکنن فقط جشام میخواد بباره 
 نمیدونم جه بنویسم خدا یا خودت یه کاری کن نمیدونم دردم جیه فکر میکنم دیکه دوستم نداری
دیکه دعاهام اثری نداره  خیلی ناامید شدم از دست خیلی ها هم دلخورم خودت میدونی جی میکم سعی میکنم همه جی را فراموش کنم ولی با کمک خودت ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در چهارشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 09:55 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (26)


 Design By : Pichak