X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

استکان از دستم افتاد شکست
پدرم ناراحت شد - ماردم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود -
خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟
اما وقتی قلبم شکست هیچ کس چیزی نگفت ..
بمیرم ای دل که بی صدا شکستی


نوشته شده در دوشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1389ساعت 03:18 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (12)


 Design By : Pichak