X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

وقتی که دیگر نبودمن به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستموقتی که دیگر نمی*توانست مرا دوست بدارد......من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کردمن شروع کردم وقتی که او تمام شدمن آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن

نوشته شده در چهارشنبه 29 تیر‌ماه سال 1390ساعت 03:07 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (11)


 Design By : Pichak