حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

خیلی سخته مگه نه ؟

خیلی سخته که دوستش داشته باشی ولی نفهمه

خیلی سخته که نخوانت ولی باز عاشق بمونی

خیلی سخته برای دیدنش لحظه شماری کنی ولی دیدنش قدغن باشه

خیلی سخته بغض داشته باشی ولی نتونی به کسی بگی

خیلی سخته که بخوای اشکاتوروشونه اونی که دوستش داری بریزی اما ازت دورباشه

خیلی سخته ادم فکرکنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده

خیلی سخته که با اب خوردن بخوای بغضتو پایین ببری

خیلی سخته بفهمی کسی  که میگفت  دوستت داره عاشقیش دروغ باشه

این دنیا که من میبینم همه چی سخته حتی مردن حتی زنده بودن


کاش می دانستم چه بر سر ما انسانها امده  کاش می دانستم چرا همه از زندگی ناامید شدیم

چرا هر ان چه داری ان نیست چرا با خودمون با زندگیمون با هر انچه وانکس که دورو برمون است

بیگانه شدیم حاضریم دل بشکنیم اما دل نبندیم حاضریم با کارامون به خودمون زندگیون لطمه 
 

بزنیم اما لجبازی را کنار نزاریم وانچه را که خطاست انجام دهیم باید به خودمون بیاییم به خدا فکر

کنیم اون خداست که مشکل گشای همه ی کاراست خدا یا به خودت پناه میبرم هر انچه نباید

انجام بدیم هر انچه نباید باشیم از ما دور کن دستموبگیر خدایا کمکم کن

نگاه

دلم برای نگاهمان میسوزد نگا هایی که بر ان قسم می خوردیم نگاهی که پاک بود پاک مثل  


وجودمان.امروز سیاه شده ایم سیاهتر از زغال شده ایم . وجودمان نگاهمان  حتی هوای نفسمان

ان روزها نگاهمان پاکتر ازپاکی بود نگاهمان ارزش داشت نگاهمان محبت بود عشق بود شادی بود

بازی بود.امروز با نگاهمان بازی می کنیم.بانگاهمان گول می زنیم با نگاهمان گول می خوریم.فدا

می شویم فدا می کنیم دل میشکنیم دل می لرزانیم وبا نگاهمان سیاهی دنیا را به سپیدی

وجودمان می بخشیم ای کاش وجود زغالی مو ن بدون این که بسوزد سپید میشد ای کاش یه

ارزش نگاهمان بر می گشتیم .باز زلال میشدیم وبودنمان را بیاد می اوردیم انگاه دیگر نه فدا

می شدیم نه فدا میکردیم نه گول می زدیم  نه گول می خوردیم ونگاهمان به بهای یک لبخند ناچیز

ارزش داشت مگه نه؟

بزرگترین ارزویم

چندی است با زندگی ام بیگانه شده ام در این شهر ادمها ادمک شده اندای کاش میدانستم چه

کسی زندگی ام را نوشته و سرنوشتم را این چنین سرشته دیگه نمیکشم دیگه طاقت این همه

رنج و غم وحسرت دیدار را ندارم حسرت دیداری که با امدنش شاید بتونه زندگی ام را از این بی

روحی وسردی نجات بده یعنی میشود روزی به این انتظار پایان داد چند روزی است که حالم خوب

نیست همش اشک چشمام جاریست تا جایی که جلو دیدم را گرفته وسر درد عجیبی به سراغم

اومده  ولی بازم جز توکل بر خدا راهی نمونده دردم از اینه که هیچکس درکت نمیکنه همه شدن

کوه یخی همه دارن زور میگن حتی ....... نمی دانم  نمی دانم فقط تنها کسی که تنهام نمیذاره

اشکام و گریه هامه با اینا اروم میشم
 



تقدیم به مادر گلم که از صمیم قلب دوستش دارم ولی ازش دورم

نامه هاتو من تا سحر خوندم

خسته از درد غربت چشم برات موندم

سر به روی نامه هات من خواب تو دیدم

نامه هاتومن خیلی دوست دارم

مینویسی جان مادرمن چه کم دارم

تا تورادارم مادرمن چه غم دارم

مادرم غربت چراتوراکرداز من جدا

مادرمادرتورامن کم دارم بیا

بی تو من غم دارم بیا

مادرم ای مهربون با دل من همزبون

مادر مادر میدونی که برات تنگه دلم

بی توغم شده اهنگ دلم

مادم تنگ دلم نگوازتوغافلم

مادر مادرتورامن به خدا میسپارمت

میدونی که چقدر دوست دارمت

***دوستت دارم مادرم***