X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

 من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت درتهاجم با زمان سوزاندم اتش زدم من بهار عشق

رادیدم ولی باورنکردم واز ان در جزوهایم هیچ ننوشتم  من به دنبال مقصدها در بی مقصودهای

بوچ افتادم وتا تمام خوبیها رفتم و خوبی ماند در یادم

 


نوشته شده در جمعه 27 فروردین‌ماه سال 1389ساعت 12:28 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (5)


 Design By : Pichak