X
تبلیغات
رایتل



























حسرت دیدار

بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)

برنگرد که بر نمیگردی تو: هیچوقت نمیخوام داشته باشمت نترس فقط بیا در خزان خواسته هایم

کمی قدم بزن تاببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است دوستت داشتم ولی هرگز نگفتم

نگفتم تا زچشم تو نیفتم نگفتم تا ندونی عاشقم من میدونی بعد تو از پا میوفتم؟ خیال کردم اگر

روزی بدونی میری شعر جدایی را می خونی میری تنها میشم با بغض گریه هام توی شهر و دیار 


بینشونی


نوشته شده در جمعه 11 تیر‌ماه سال 1389ساعت 04:53 ب.ظ توسط بهنوش نظرات (8)


 Design By : Pichak