حسرت دیدار
بیزارم از اشک حسرت (رازگل شب بو در ارشیو اذر ماه تقدیم به دخترم فاطمه)
آمــــدنــــــت همـــــراه با عــــــشق بود و رفــــتنت همراه با درد نـــــه میتــــوانــــم خوبیـــــهایت رإ از یـــــاد ببرم نـــــه مــــیتوانم بدیــــــهایت رإ فـــــراموش کـــــنم. خــــدا یــــا مگــــر میشود فراموشش کــــرد مگـــر میشود دل کند و رفت بـــه این آسونی این دل لامذهب امشب بدجوری هواشو کــــرده خدا یا این دل دیگر برای من دل نمیشود با این که میدانم سالهاست از یادش رفته ام اشتهی رحیلاً إلى الجنهه خسته ام... صدایش کنی.. آرام آرام نم نمک باید دیر شود گلوی آدمی را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم مهربانا :
ـَِِـََِِِـََِِِِـََِِِِِـَِِِِِـََِِِِِِـَََِِِِِِـَََِِِِِِِـَََِِِـَََِِـََِ «̶⌣• ♡. . ᵝᵊʰʱᴽᶳʰ کرمستجی ̥✽̥̥✽̥ خوشحالم میشیم سر بزنید عاشقانه هائ خواهرم الهام و خودم عــاشــقــانــه هــای الــهــام - کرمستجی ------------------------ http://m.facebook.com/profile.php?id=114337205408298&refid=17
حیث هناک امراً لا یحزننیَ
و قلباً لا یؤلمنی
وتعباً لا یهلکنیَ
و دموعاً لا تنزل ب گل الاوقات
یارب آکرمنی جنتک ♡♡
ﭑ̷̷̲ﻣ̲ﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﯾﻥ̴
از صبوری خسته ام...
از فریادهایی که در گلویم خفه ماند...
از اشک هایی که قاه قاه خنده شد...
و از حرف هایی که زنده به گور گشت در گورستان دلم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ،
در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . .
این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام ...
برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم....!
دوباره عشق
در میان لبانم
بیصدا مینشیند
تا
نباید این غصه فراگیر شود
قصه درازاست اما
قصه گو باید کمی پیر شود... .
جا باز شود!!!
دلتنگیهایی که جایشان نه در دل...که در گلوی آدم است!!
دلتنگی هاییکه میتوانند آدم را خفه کنند!
وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد... .
سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم
از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....
| Design By : Pichak |

